|
مبانی و روشها
|
همهچیز در این سرزمین آنقدر کند پیش میرود
که بی هیچ نگرانی
میتوانی بروی، ده سال دیگر برگردی
و ببینی که هنوز اولین نفری که وسوسۀ تغییر دارد خودِ تویی
و ببینی که همه چیز همانطور مانده
ساکن و رخوتبار، بیبرنامه و شلوغ
همه چیز البته مگر آنان،
که روزی بنای ماندن داشتند و حالا نیستند
که گِلهای نیست
کارِ دیروز و امروز نیست
رسمِ دیرین است و هست...
.
.
.
غرض اینکه میتوان رفت...
غرض اینکه میتوان رفت و نیامد...
غرض اینکه میتوان رفت و نیامد، و شاید بــود!